تبليغاتX
 عشق فیلم
 

وفادار به انگلیس و چیزهای دیگر

سلام

امروز وقت نوشتن درباره فیلمیه که سالهای زیادی از بچگیم رو با عشق دیدنش گذروندم. هفته ای یکبار یا بیشتر ، برنامه من برای دیدن این فیلم بود.

 

وقتی یه بار جایی خوندم اسپیلبرگ توی بچگیهاش عاشق این فیلم بوده ، تازه فهمیدم من چقدر نابغه بودم و خودم نمیدونستم.

فیلم معروف " لارنس عربستان " lawrence of Arabia  محصول 1962 به کارگردانی دیوید لین بزرگ.

 

http://www.imdb.com/title/tt0056172/

 

داستان مامور نامدار بریتانیا که در شکل دهی و پیاده سازی سیاستهای استعمارگرانه دولتش در منطقه خاورمیانه در دهه 1920 بیسترین تاثیرهای رو داشت.

 

این فیلم صحنه ای معروف داره که در مقایسه با  تکنیکهای زمان خودش یک شاهکار محسوب میشه . زمانی که  شریف علی با شتر به سمت  لارنس که در بیابان تنها مونده میره.صحنه ای شبیه یه سراب که ابتدا به نظر خطای چشم میاد و بعد آروم آروم متوجه میشیم که واقعی بوده.

 

داستان فیلم شما رو با خودش میکشه . هر چند بیشتر فجایعی که لارنس درقبال مردم قبائل مختلف انجام میده به حساب ضعفهای شخصیتی اون گذاشته میشه .طوری که انگار این خود لارنس بوده که همه این تصمیمها رو میگرفته.البته هر بیننده آگاهی در مورد این نکته شک خواهد کرد.البته موفقیت فیلم در نشون دادن دورویی لارنس در اوج ادعای دلسوزیش برای مردم تحسین برانگیزه.حتی اگه سعی براین بوده که نشون بدن در ابتدای کار واقعا هدف لارنس این بود وبعدها از مسیرش منحرف شد هیچ کس این حرف را باور نخواهد کرد.

 

کارگردانی مثل دیوید لین از نظر تکنیکی کم نمیذاره و انصافا فیلم کمنظیره.فیلمبرداری حیرت انگیز ، دیالوگهای قوی و بازی عالی که از هنرپیشه ها گرفته شده و...................

موسیقی فیلم ، من الان حس میکنم عمده دلیل علاقه من به فیلم در سالهای قبل موسیقی اش بوده.حس  و حالی عربی –جاسوسی .خیلی غریبه و فراموش نشدنی .

 

خوب حالا یه نکته . سالهای سال من و برادرم با شنیدن اسم این فیلم شروع میکردیم به در آوردن ادای پیتر اتول . البته از نظر بازیگری حداقل توی این فیلم خوب عمل کرده ، اما من نمیدونم این چه مدل حرف زدنه.مسلما من در مورد لهجه به شدت انگلیسیش صحبت نمیکنم . چون من عاشق این لهجه ام .به خصوص وقتی توسط افراد متشخص از خانواده های اصیل یا تحصیلکرده دانشگاههای معتبر انگلیس صحبت میشه . بحث من روی تن صدای اتوله . لرزش مسخره ای که از همون جوونیش به صداش می داد تا همین الان و اغراقی که توی بیان کلمات داره.حتی شاهرخ خان هم اینقده موقع حرف زدن صداشو نمیلرزونه (اگه تا حالا نفهمیده باشین از شاهرخ خان زیاد خوشم نیاد ،معلومه از طرفداراشین.در مورد هنرپیشه مورد علاقه ام توی بالیوود حدسی دارین؟)

 

سر الک گینس مسلما از بهترین بازیگران تاریخ سینماست و یکی از بهترین گواهها بر این ادعای من همین فیلمه.نقش پرنس فیصل شبیه تمام کاراکترهای متفاوت و پیچیده ای که از گینس دیدیم و تازه یه چیزه دیگه :توی ذهنتون میاد نکنه گینس چند سال از عمرش رو بین شیوخ عرب گذرونده باشه؟

 

آنتونی کویین یکی از بامزه ترین نقش آفرینی هاشو داره .نقش رئیس یک قبیله عرب "ابوطائی" و اینقدر در ارائه این شخصیت عالی عمل میکنه که شما با تمام وجود لذت میبرید.عشقش به پول (اونم از نوع سکه) عادتهای بدویش در غذا خوردن ، مرامش در عین بی مرامی و از همه مهمترین طنزی که در رفتارش هست همه و همه عالی به تصویر در اومدند.

 

صحنه هایی در فیلم وجود  داره که شما رو میخکوب میکنه که سعی میکنم خلاصه لیستشون کنم:

 

1-     برای من اولیش جایی بود که لارنس میره به قرارگاه نیروهای انگلیسی .به فرماده جدیدشون گزارش کارهاشو میده و میگه 2 نفر از اعراب رو کشته و یکیش دوست نزدیکش ( یه پسر بچه) بوده و وقتی فرمانده با درایت جدید موفق میشه حال لارنس رو بهتر کنه از اتاقش تا بار سربازها اونو همراهی میکنه . این قسمت توام با مارشی نظامی اما شاده و چیزی نزدیک 2 دقیقه شما رو مشعوف میکنه . خیلی کیف میده نمیدونم چرا اما کیف میده.

2-     صحنه ای که لارنس بالای قطار راه میره و اعراب زیر سایه اون حرکتشون رو شروع میکنن .احساسشو درک میکنید.اون فرمانروای واقعی این سرزمینه.

3-     صحنه صحبتش برای اولین بار با دکتر درایدن (کلود رینه خودمون) جایی که دکتر ازش درباره کویر و سفر پر ماجراش سوال میکنه و میگه:" فقط دو موجود از کویر لذت میبرند :بادیه نشینها و خدایان و تو هیچ کدومشون نیستی . از من قبول کن .برای مردم عادی مثل کوره سوزان و مشتعله." و لارنس کبریتی روشن میکنه و در جواب سوالش میگه "نه دریدن . خوش خواهد گذشت" و دکتر پاسخ میده معلومه سلیقه خوشگذرونیت ، خنده داره."

4-     وقتی ابوطائی در شب مهمانی برای لارنس توضیح میده که از کسی دستور نمیگیره و با همه قدرتش فقیره چون:برای مردمش مثل یک رودخانه میمونه".

5-     بعد از سوال شریف علی در مورد نام فامیل لارنس  ،برای علی توضیح میده که پدرش با مادرش ازدواج نکرد و بعد شریف میگه :به نظر میاد تو برای انتخاب نامت آزاد هستی. "

۶-ژرنس فیصل ار لارنس میپرسه :"تو یه انگلیسی هستی.به انگلیس وفادار نیستی؟ " لارنس جواب میده : " به انگلیس و چیزهای دیگه"

 

و دهها صحنه تاثیر گذار و دیالوگهای زیبای دیگه ای هر کدوم مطلبی در خودشون پنهان کردن.

 

در آخر اشاره میکنم به موضوعی که در فیلم به شکل مبهمی بهش اشاره شده . قضیه تمایلات عجیب ج. ن. سی لارنس . خیلیها معتقدند لارنس هومو بوده.بعضیها به حالتهای سادیسمی و خودآزاری که اون داشته اشاره میکنند و بعضی به اینکه اون کلا به مسایل س.ک.س.ی علاقه زیادی نداشته .صحنه ای از فیلم که نشون داده میشه یک فرماندار اونو شلاق میزنه و احیانا بهش تجاوز میکنه از نظر بسیاری دروغیه که لارنس گفته بوده تا این واقعیت رو پنهان کنه که خودش به افراد پول میداده تا شلاقش بزنند.

به هر حال همه اینها میتونه دروغهایی برای هیجان انگیز کردن داستان این شخصیت باشه و به نظر من معقولانه ترین داستان همون کم علاقگیش به کل این جریانات بوده.چون مردی با این پیچیدگیهای کاری و فکری ، س.ک.س براش آخرین دغدغه است.همین الان هم در بین معتادین به کار و پول و مقام بعضا همچین حالتی دیده میشه.

 

این فیلم 7 جایزه اسکار برده و 12 نامزدی اسکار داشته .از شاهکارهای تاریخ سینماست . شک نکنید


 

نوشته شده توسط عاشق فیلم در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 9:34 موضوع | لینک ثابت


یک شوی لباس واقعی

درود و دوصد بدرود

 

وقتی یادم میاد توی تعطیلیهای نوروز چقدر سریع مطلب می نوشتم ، از وضعیت الانم خجالت زده میشم .

روزهای خیلی شلوغ و پرکاری دارم . بااین حال فکر کردن و نوشتن درباره فیلمهایی که دوست دارم یکی از بهترین روشها برای استراحت ذهن و در عین حال پرداختن ذهنه .

"شیطان پرادا می پوشد " محصول 2006 آمریکا .کارگردان دیوید فرانکل و با بازی یکی از برترین هنرپیشگان عصر ما " مریل استریپ" و همینطور ان هاتاوی.

 

http://www.imdb.com/title/tt0458352/

داستان اندی ، دختری ساده پوش و با فکر که دنبال کار در مجلات مد میگرده و بر اثر یک اتفاق در معروفترین اونها استخدام میشه.جایی که شیک ترین لباسها هم معمولی به نظر میان و برای اونجا بودن باید مثل یک مدل لباس بپوشی. رئیس این مجله بدون شک از بهترینها در دنیاست.

زنی آهنین که شغلش همه چیزشه و هیچ گذشت و رحمی در برابر اشتباهات کارمندهاش نداره .رفتارش با  اندی و بقیه افراد منزجر کننده و تحسین برانگیزه .به معنای واقعی کلمه "حرفه ای" یا به عبارتی رسما معتاد به کار و حرفه اش

 


 

دختر ابتدا مقاومت میکنه و اصرار داره خودش باشه . اما بعد میفهمه برای موفقیت در یک شغل باید تلاش کرد و با شرایط کار منطبق شد و همین تصمیم با راهنماییهای نایجل(استنلی توسی ) که توی همون مجله کار میکنه باعث میشه زندگی اندی دگرگون بشه . اما بعد از آشنایی با دنیای حرفه ای طراحی لباس و مد ، وقتی متوجه میشه هیچ چیزی توی دنیا ارزش اینو نداره که عشقت و زندگیت و شخصیتت رو براش فدا کنی ، در لحظه ای حساس همه چیز رو رها میکنه و برمیگرده پیش "نیت". پسری که واقعا و از صمیم قلب اندی رو دوست داره. هرچند یه آشپز معمولی با استعداده و البته هنوز در ابتدای راه .

 

این فیلم برای همه خانمها لذت بخشه .  حتی لحظه ای شک نکنید که دیدن این همه لباس و کیف و کفش شیک حالتونو کلی بهتر میکنه و البته ارزش واقعی این فیلم بابت دیدن هنرنمایی استادانه مریل استریپ . این زن قدرتی رو به نمایش میگذاره که کمتر مردی قادره این کار رو بکنه .میراندا پریستلی بیرحم و سرد و قابل ستایشه و حتی یه دقیقه موضع قدرت رو ترک نمیکنه . نه به خاطر همسر نه به خاطر بچه ها و نه به خاطر احساسات نسبت به کارمندهاش.

در هنگام شکست راحت مصالحه میکنه و به نایجل نارو میزنه تا همچنان در راس بمونه .حتی وقتی درهم میشکنه و جلوی اندی گریه میکنه ، اندی ابتدا فکر میکنه میراندا هم میتونه مهربون باشه و ضعیف ، اما سخت در اشتباهه .چون این واقعیته که انسانهای قدرت طلب هیچ عشقی ندارند جز قدرت .

 

یه بار دیگه یک هنرنمایی جذاب و کم نظیر از مریل استریپ .اگر قرار باشه 3 تا هنرپیشه اول حال حاضر هالیوود رو نام ببریم ، نامردیه اگه استریپ توشون نباشه.جدا غوغا میکنه .نحوه صحبت کردن و تن آروم و رعب آور صدا ، کنترلی که بر حرکات بدنش داره . نگاه سرد و نافذش و پوزخند زیبا و بینظیر. و البته به نظرم برای این نقش چند کیلویی از وزنش کم کرده

قبول این نکته خیلی سخته ، اما نباید به آدمی که تنها عشقش قدرته اعتماد کرد.همه میبینند که اون شخص داره

همه چیزشو فدای رسیدن به قدرت میکنه و شاید حتی براش تاسف بخورن .اما اون شخص هیچوقت نمیتونه غیر از این باشه.

 

راستی لازم به ذکره من استنلی توسی رو خیلی دوست دارم و به نظرم یه هنرمند قابل نقشهای مکمله . من که هر فیلمی ازش دیدم ، نقش مثبت یا منفی ، لذت بردم.

 

من ان هاتاوی رو اولین بار توی خاطرات پرنسس دیدم  و به نظرم آدم باهوشی میاد . البته قیافه اش گاهی توی ذوق میزنه . اما به هر حال چه به خاطر استعداد و چه از راه اعمال نفوذ (با آدمهای با نفوذی حشر و نشر داره ) راهشو پیدا کرده و اروم آروم فیلمهای خوبی داره بازی میکنه.

 

یک نکته دیگه که توی این فیلم خیلی برام جالب بود هنرپیشه ای بود جوان به نام "امیلی بلانت" در نقش امیلی منشی میراندا. به نظرم خیلی با استعداده و شخصیتی دوست داشتنی و لوس و ننر و بامزه رو بازی میکنه . البته بیشتر هنرپیشه های انگلیسی از نظر من قوی کار میکنن .(البته نمیدونم ربطی به انگلیسی بودنشون داره یا نه)

 

کارگردان این فیلم خیلی معروف نیست و نکته خاصی در مورد این کارش به ذهنم نمیرسه .. فکر کنم معروفترین کارهاش تلویزیونی هستند.

 

 اقلا به خاطر لباسهای جیگری که تو این فیلم نشون میده و به خاطر مریل استریپ افسانه ای این فیلمو ببینین.

به قول بچه ها گفتنی : یه حالی میده

 

 


 

نوشته شده توسط عاشق فیلم در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت


داستان مورد علاقه من

سلام  سلام
خیلی دلم تنگ شده بود اما بدجوری درگیر بودم و وقت پیدا نمی کردم

امروز میخوام یه داستان قشنگ تعریف کنم.داستانی که خیلی دوستش دارم:داستان فیلادلفیا


http://www.imdb.com/title/tt0032904/

قبل از هر بحثی باید اعلام کنم از نظر من وقتی بشنوی قراره فیلمی ببینی که کاترین هپبرن ،کری گرنت و جیمز استوارت توش بازی می کنن باید از خوشحال بال دربیاری و مطمئن باشی این یه تجربه کاملا منحصر به فرده.میتونم درک کنن اگه بعضیا این فیلم رو از مد افتاده و خیلی خسته کننده بدونن ، در عین حال حاضرم شرط ببندم خیلیها هم مثل من عاشق جنس کمدی این فیلم هستند.خیلی حساس و مودب و لطیف.

 

 

داستان درباره زن پولداریه به اسم تریسی لرد(کاترین هپبورن) که ماجرای ازدواج قریب الوقوعش که البته برای باردوم داره اتفاق میفته مهمترین خبر شهره.شوهر جدید یه آقای خیلی آقاییه و البته زیادی برای تریسی ساده به نظر میرسه.

 

2 تا خبرنگار سمج مکالی کانر(جیمز استوارت) و یه خانم خیلی خانم به اسم الیزابت(روت هاسی) به دستور رئیس روزنامه شون مامور تهیه یه گزارش از این ازدواج میشند و برای این ماموریت خطیر رئیسشون در یه اقدام متهورانه بهترین کمک رو بهشون معرفی میکنه .سی .کی .دکستر .هون یا همون کری گرنت خودمون.حالا نکته اش اینه که این آقا کسی نیست جز همسر قبلی خانم تریسی که البته هنوز عاشق خانمه اما اخلاقهاشون هیچ رقمه با هم جور نبوده و نیست .

 

جیمز استوارت جایزه اسکار رو برای این فیلم گرفته و از چند تا فیلمی که من ازش دیدم میشه حدس زد این یکی از رمانتیک ترین نقشهای زندگیش بوده.صحنه های گردش در باغ با تریسی وقتی نه یه دل بلکه صد دل عاشق تریسی شده بود واقعا درخشانند.یه موضوع عجیبی که بار دیگه توی این فیلم هم بهش برخوردم اینه که بازیگرهای کلاسیک بیشترشون صداهای قشنگی داشتن.ولی الان اصلا از این خبرا نیست.وقتی جیمز استوارت آهنگ  over the rainbow رو برای تریسی میخونه واقعا لذت میبردین.

 

نقش کری گرنت توی این فیلم تیپیکال خودشه .مودب ، جنتلمن و یه ذره ناقلا و بدجنس. به نظر من مهمترین ویژگی گرنت در کمدیش ،زمانبندی درست و قابلیت تشخیص وقت مناسب برای هر عکس العمله و البته ظاهر و صدای سردش خیلی به تضاد شخصیتیش در موقعیتهای کمدی کمک میکنه.

 

و اما کاترین هپبورن افسانه ای ،زنی که در زمان خودش بینظیربود و البته تا همین امروز هم پدیده ای تا این حد مستقل و خاص وارد سینمای آمریکا نشده.زنی که هیچ تلاشی نمیکرد شخصیت بعضا زمختش رو از کسی پنهان کنه  و تازه همیشه اعتراض داشت که چرا در دنیایی پر از سانسور زندگی میکنیم و استدلالش این بود که این چه وضعشه ؟ آخه چرا  من نمیتونم تو صورت اونایی که میخوام تف کنم!!!!!!!!

 

تریسی در داستان فیلادلفیا زنیه که عاشق شوهر قبلیش بوده اما هیچ وقت نمیتونه به خاطر این محبت چشمهاشو روی عیبهای مرد ببنده و البته همین خودخواهیش اونو دوست داشتنی میکنه

 

چند نکته توی این فیلم توجه آدمو جلب میکنه.اولیش مسلما صحنه افتتاحیه فیلمه.جایی که گرنت بعد از درگیری با هپبورن زمانی که هپبورن چوب گلف گرنت رو میشکونه و گرنت دنبال هپبورن میاد دم در  ُشما فکر هر عکس العملی رو دایر الا اینکه گرنت با دستش صورت هپبورن رو هل میده و اونو با همون زاویه نقش زمین میکنه.

نکته دیگه لباسهای هپبورنه که مثل همیشه از زمان خودش جلوتره.دیگه از صحنه شیرجه هپبورن از روی تخته دایو اصلا نمیشه گذشت.یکی از همون مواردی که تفاوت این زن رو با هم نسلهای خودش یادآوری میکنه.

و اما یکی دو تا دیالوگ به یاد موندنی تو فیلم هست.اولیش صحبتهای گرنت و هپبورن بهد از همون شیرجه در کنار استخر که ئاقعا تاثیرگذاره.یکی دیگه از جمله های مورد علاقه ام اونجایی که گرنت میفمه کسی که قراره با تریسی ازدواج کنه نویسنده است میگه :من فکر میکردم همه نویسنده تا میتونن مشروب میخورن و زناشونو کتک می زنن .میدونین یه زمانی یواشکی دلم میخواست نویسنده بشم.

من با بیچارگی dvd این فیلمو گیر اوردم .شبیه این بود که دنبال یه جنس عتیقه میگردی . با اینکه مامانم همیشه وقتی دارم فیلمو تماشا میکنم مسخرم میکنه  که سلیقه ات خیلی پیرزنیه اما صادقانه میگم تمام لحظات دیدن فیلم بهم خوش میگذره .کمدی اصیل همون چیزیه که این روزا گیر نمیاد.باور کنین

 

 

 

 

 




 

نوشته شده توسط عاشق فیلم در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 11:45 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse